۲۱۰

خوابم میاد شدید .. فردا شیش ساعت ترسیم دارم ، دو ساعتم ریاضی ، مقیاسا رو هنوز یاد نگرفتم ، هرچی میخوندم حالیم نمیشد ، یه مبحث ساده رو اینقدر می پیچونن که خودتم باهاش پیچیده میشی |: امروز کروکی دانشکده نفت رو زدیم ، از سرما قندیل بستیم ، یه عالمه چرت و پرت گفتیم ، سه بار نزدیک بود بخورم زمین ، یک بارم شیم خورد زمین پهن شدیم از خنده ، سلف کوبیده ی مرغ خوردیم و چهار پنج بار قاشق چنگالمون افتاد زمین ، هی رفتیم یکی دیگه گرفتیم ، عکس گرفتیم و تو برگا راه رفتیم تا صدای خش خش برگارو دربیاریم . مثه این خونه به دوشا ، ارشیو و کیف و دم و دستگامون رو میزدیم زیر بغلمون هی این ور دانشگاه رو گز میکردیم و هی اونور . میخندیدیم ، بعضیا دلخور شدن رفتیم از دلشون دراوردیم و همه چی مثه روز اول شد . وقتی اومدم دانشگاه کم کم دوست پیدا کردم ، طول کشید باهم راحت باشیم ، بعد کم کم خنده میکردیم بصورت پهن شدن ، بعد نگران رفتارامون شدیم ، نگران قضاوت ها ، حرفای پشت سرمون ، بعد نشستیم فکر کردیم ، که ما برای چی اومدیم دانشگاه ، اولویتمون چیه ؟ اومدیم قانون گذاشتیم ، گفتیم این چهارسال رو طبق قانونامون خوش و خرم بگذرونیم ، حرف دیگران هم باشه برای خودشون ./ همش ما باشیم و خنده هامون ، لحظات خوبمون . همش ما باشیم و ما باشیم / 

۲
فآطمه
30 Aban 15:13
:)👍

پاسخ :

(:
atena aa
02 Azar 10:48
دقیقا حس این لحظات خوبو درک میکنم :)
ایشالا که خوش گذرونی باشه همش براتون:)

پاسخ :

(: مرسی مرسی جانم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
" من به روش خودم زندگی می کنم "
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان