۱۲۹

ﺧﻮﺩﺕ ﮔﻔﺘﻲ ﻳﻪ ﺷﺐ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﻳﺪﯼ ﺗﻮ ﻭ ﻣﻮﻧﺲ ﺭﻓﺘﻪ‌ﺍﻳﺪ

ﺗﻮﻱ ﺩﺷﺖ ﻭ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﺷﻨﻴﺪﻩ‌ﺍﻳﺪ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ

 ﺩﺍﺭﻳﺪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭼﻲ ﻣﯽ‌ﮔﺮﺩﻳﺪ؟  ﺗﻮ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻮ ،

ﺩﺍﺭﻳﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻮ ﻣﯽ‌ﮔﺮﺩﻳﻢ. ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻥ ﺻﺪﺍ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ

ﺑﺮﺍﻱ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﻦ ﻛﻪ ﻧﻤﯽ‌ﺧﻮﺍﺩ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺭﺍﻩ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﺗﻮﯼ

ﺩﺷﺖ ﻭ ﺑﻴﺎﺑﻮﻥ. ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻣﻦ ﺗﻮﻱ ﺳﻔﺮﻩ ﺧﺎﻟﯽ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻢ

ﺗﻮﯼ ﭼﺮﻭﮎ‌ﻫﺎﯼ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﺰﻳﺰ،ﺗﻮﯼ ﺳﺮﻓﻪ‌ﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮒ ٬

ﺗﻮﯼ ﺷﻴﺎﺭﻫﺎﯼ ﭘﻴﺸﻮﻧﯽ ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ، ﺗﻮﯼ ﺗﻨﻬﺎﻳﯽ ﺁﺩﻡ‌ﻫﺎ ،

ﺗﻮﯼ ﺍﺳﺘﻴﺼﺎﻝ ﺁﺩﻡ‌ﻫﺎ، توی خدایا چه‌ کنم ها،

ﺗﻮﯼ ﺍﺳﺘﻴﺼﺎﻝ ﺗﻮﯼ ﺍﺳﺘﻴﺼﺎﻝ ...


#ﻣﺼﻄﻔﯽ_ﻣﺴﺘﻮﺭ

از کتاب: روی ماه خداوند را ببوس

۳
حوا ...
23 Khordad 09:05
خدایا کجا نیستی؟! :)

پاسخ :

(: دقیقا 
^_^ khakestari
23 Khordad 12:10
استیصال.....این روزا با بند بند وجودم حسش میکنم

پاسخ :

): الهی این حست زود تموم شه .
میم . الف
23 Khordad 17:41
:))

پاسخ :

(:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ولی من گاهی شبا دلم میخواد خواب خدا رو ببینم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان