۱۰۴

فکر نمیکردم نشستن رو نیمکت دبیرستان دانش و یک ساعت حرف زدن 

با وجیهه حالم و خوب می کنه .. اما مطمئن بودم که حرف زدن تا سه نصف شب با 

خاله حالمو ، خوب میکنه ، مطمئنم بودم بغل کردن عزیزترین دخمر دنیا و بازی کردن

باهاش ساعتهآ حالم و عجیب خوب میکنه .. چقد دوست شون دارم .. خدایآ حافظشون

باش (: 

حتی ایمیل هآی آتنا ترینم (:

۰
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ولی من گاهی شبا دلم میخواد خواب خدا رو ببینم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان