×

قدیم تر ها وقتی که برف می بارید یک ظرف بر می داشتند می رفتند

 توی حیاط . لایه ی روی برف را با دست پس می زدند و قسمت سفید و 

تمیز برف را جمع می کردند می ریختند توی ظرف.

بعد می آمدند توی اتاق ٬  می نشستند زیرِ کرسی. ظرف را می گذاشتند 

روبه رویشان. رویش شکر میریختند و میخوردند.

کاری که حتی تصورش هم برایمان شاید کمی سخت باشد.

به این قضیه که فکر می کنم می بینم شاید تنها دلیلِ شاد بودن نسل های 

قبلمان همین باشد. آنها از هر اتفاقی در جهت به جریان انداختن مسیر 

زندگی بهره می بردند. سختی بود. 

خیلی بیشتر از حالا حتی. 

ولی از سختی ها بحران نمی ساختند که بعد نتوانند آن بحران را حل 

کنند. کمی شکر می ریختند رویش. می نشستند زیرِ کرسی و 

میخوردندش! حلش می کردند...


#متن : کامل غلامی

 

۱
گیله دختر
18 Dey 10:27
ووااای ^__^ ما گیلکا هنوز اینکارو میکنیم :))
البته ما روی برف یه شیره به اسم دوشاب میریزیم. P:

پاسخ :

جدا ؟ 
دوشاب ؟ نشنیده بودم تا بحال 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ولی من گاهی شبا دلم میخواد خواب خدا رو ببینم ..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان