A V I O R

۹۵

مامان پاره کن ورقه هایی که صحبتاتُ توش نوشتی ، فقط یک کلوم بگو و تمام .

بگو : ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی ، تو بمان و دگران وای به حال دگران ..

+ میگه یه بار دیگه بگو حفظش کنم ((:


  • ۰ نظر
    • YASAMIN (:
    • Saturday 1 Ordibehesht 97

    ۹۴

    برای ما دعا کنید .. برای ما کنکوریآ خیلی دعا کنید ../

  • ۰ نظر
    • YASAMIN (:
    • Wednesday 29 Farvardin 97

    ۹۳

    گفتم بذآر عکسای خودم بـآشه ..

  • ۰ نظر
    • YASAMIN (:
    • Wednesday 29 Farvardin 97

    ۹۲

    ولی من گاهی، شبا قبل خوابمـ ، دلم می‌خواد خواب خدا رو ببینمـ ...




    @atiyeemirzaamiri

  • ۰ نظر
    • YASAMIN (:
    • Tuesday 28 Farvardin 97

    ۹۱

    چیزی شبیه وقتی در حرمی، امامزاده‌ای، سر‌مزار کسی چشم به جایی

     دوخته‌ای، در حال خودت هستی و اشک می‌ریزی. بعد کودکی از لابه‌لای 

    جمعیت چشم می‌دوزد به چشمانت و بهت زده نگاهت می‌کند. در میان 

    گریه‌های بی امانت بی‌اختیار برایش لبخند می‌زنی. جواب لبخندت را با 

    لبخندی زورکی می‌دهد. لبخندت کش می‌آید و لبخند زورکی‌اش تبدیل به 

    خنده‌ی از سر مهر می‌شود...

    ته دلت آرام می‌شود...

    چیزی شبیه به این...

    @atiyeemirzaamiri

  • ۰ نظر
    • YASAMIN (:
    • Monday 27 Farvardin 97

    ۹۰

    رهـآ رهـآ مَـن ..

  • ۰ نظر
    • YASAMIN (:
    • Monday 27 Farvardin 97

    ۸۹

    میدونمـ میشه .. میدونمـ می تونمـ .. میدونم کمکمـ میکنی رفیقـ (:

  • ۰ نظر
    • YASAMIN (:
    • Monday 27 Farvardin 97

    ۸۸

    همون روزآ یاد گرفتمـ .. بلد نبودمـ .. تا اون روز نگرانی نداشتمـ .. 

    بلد نبودمـ .. حس آرامشم جورِ دیگه ایی بود .. خوشبختیم جور دیگه ایی

    بود .. بلد نبودمـ .. شاید اگه قرار بود اینآ نباشه نمیدونم چجوری یاد 

    می گرفتمـ .. مشکلِ پیش اومد .. کسی جزء تو رو نداشتم برای متوصل 

    شدن بهش خدااا .. هزار بار شکرت کردمـ بخاطر بودنت خدااا .. اگه تو 

    نبودی ..اگه راه ُ نشونم نداده بودی .. شاید الان ضعیف ترین آدم دنیآ 

    میشدم .. میشدم ادمی که با هر چیز کوچیکی میشکستمـ .. میشدم آدمی

    که هیچ وقت از خودم انتظار ندارمـ ..

    روزا گذشت و تو بیشتر یادم دادی .. بیشتر یاد گرفتمـ .. حالا خوشبختیم

    فرق میکنه .. نگرانی هآم فرق میکنه .. آرامشم یه جور دیگست .. ساده ترِ

    ..هر بار .. هر روز .. هر لحظه .. شکرت میکنمـ (:

    .

    .


  • ۰ نظر
    • YASAMIN (:
    • Monday 27 Farvardin 97

    ۸۷

    (:


    .

    .

    .

    برآیش نامه نوشتمـ .. صبح موقعه ی رفتن .. با تردید به دستش دادمـ ..

    حتی پشیمان هم شدم از نوشتن نامهـ .. اما خودم را در عمل انجام شده

    قرار دادمـ و هنگامی که میخواست سوار اسانسور شود صدایش کردم و

    نامه ام را به دستش دادم ٬ با چشمان متعجب نگاهم می کرد . گفتم :

    این رآ برای تو نوشتم ٬ بعد خواندن آن را جایی بگذار که دست کسی 

    به ان نرسد . لبخند زد و خداحافظی کرد .. با یک لبخند گشاد و دل پر از

    آرامش و یک آخیش راحت شدم . در را بستم و روزم را شروع کردمـ .

    اول نامه امـ اینگونه آغاز میشد :

    سلام بابای مهربونمـ .. (: گفتم برات بنویسمـ حرفامو ٬ چون رودرو یآدم

    میره .. و ..



  • ۰ نظر
    • YASAMIN (:
    • Monday 27 Farvardin 97

    ۸۶

    امید .. پارسال از دستش دادم .. همین موقعه هآ بود ..

    امسال فرق داره .. پای علاقم وسطِ .. من این رشته رو دوست دارم 

    محکم تر از قبلمـ ..

    من میرسم به همون چیزی که می خوام (:

  • ۰ نظر
    • YASAMIN (:
    • Sunday 26 Farvardin 97